شبی از شبها تو مرا گفتی شب باش
من که شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
شب شب گشتم
به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشی...
پ.ن۱: این روزها فکر میکنم شاید بعضی وقتها زیاد هم خوب نیست آسمون پر قاصدک باشه؟!
پ.ن۲: بلاخره بايد قبول كنم كه آدمها بي وفاتر از اوني هستن كه فكر ميكردم.
نوشته شده در شنبه 1387/08/25ساعت 18:48 توسط آزاده|
|
