گوش كن جاده از دور صدا ميزند قدمهاي تور را
چشم تو زينت تاريكي نيست
پلك ها را بتكان
كفش بپا كن و بيا
و بيا تا جايي كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشين با تو
و فرآيند شب اندام تو را مثل يك قطعه آواز به خود جذب كند
پارسايي است در آنجا كه تو را خواهد گفت
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است ...
نوشته شده در جمعه 1387/06/22ساعت 16:34 توسط آزاده|
|

