تبليغاتX
آسمان و من

باز آي ساقيا که هواخواه خدمتم
مشتاق بندگي و دعاگوي دولتم

زآنجا که فيض جام سعادت فروغ توست
بيرون شدي نماي ز ظلمات حيرتم

هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت
تا آشناي عشق شدم ز اهل رحمتم

عيبم مکن به رندي و بد نامي اي حکيم
کاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم

مي خور که عاشقي نه به کسب است و اختيار
اين موهبت رسيد ز ميراث فطرتم

من کز وطن سفر نگزيدم به عمر خويش
در عشق ديدن تو هواخواه غربتم

دريا کوه در ره و من خسته و ضعيف
اي خضر پي خجسته مدد کن به همتم

دورم به صورت از در دولت سراي تو 
ليکن به جان و دل ز مقيمان حضرتم

حافظ به پيش چشم تو سپرد جان
در اين خيالم ار بدهد عمر مهلتم


پ.ن۱: خدایا ، آتش مقدس « شک » را آنچنان در من بیفروز تا همه ی « یقین » هائی را که در من نقش کرده اند ، بسوزد و آنگاه ، از پس توده ی این خاکستر ، لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی ، شسته از هر غبار ، طلوع کند . دکتر علی شریعتی

پ.ن۲:رمضان مبارک

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 21:24 توسط آزاده| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir