کسل شدم
از اين دوباره های پوچ
از این نیاز کهنه ی همیشه ای
به هم صدا
به هم قبیله
هم دعا!
از این غرور کینه توز شیشه ای
کسل شدم
از این محبت عبث
که بسته دست و پای من
از انتظار سرد خاک
برای چشمهای من!
از این سکوت و این رضا
به خوب و بد
به بیش و کم
از این گره
به پنجره
به کاغذم
به این قلم
از آدمک شناختن
و باختن و ساختن . . .
کسل شدم
کسل شدم
از این زمین و آسمان
و از گذشتن زمان
از این دروغ واقعی
از این حیات حیله گر
که خیمه می زند به جان
کسل شدم
از این و آن . . .
مرا نیاز تازه ایست
به آب و نور دیگری
به یک حقیقت سپید
به سرزمین بهتری . . .
مرا نیاز تازه ایست!
"محمد صالح اعلا"
پ.ن۱: صدای باد می آید ، عبور باید کرد و من مسافرم ای بادهای همواره...
پ.ن۲: ای مثل روز آمدنت روشن
این روزها که می گذرد
هر روز....
در انتظار آمدنت هستم
اما....
با من بگو که آیا
من نیز در روزگار آمدنت هستم!؟"قیصر امین پور"
در لیله الرغائب آمدنت را آرزو میکنم...

