شبی از شبها تو مرا گفتی شب باش
من که شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
شب شب گشتم
به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشی...
پ.ن۱: این روزها فکر میکنم شاید بعضی وقتها زیاد هم خوب نیست آسمون پر قاصدک باشه؟!
پ.ن۲: بلاخره بايد قبول كنم كه آدمها بي وفاتر از اوني هستن كه فكر ميكردم.
چرا ، تو ، بي سببي ، نيستي
به راستي وسعت كدامين قصيده اي غزل
ستاره باران كدامين سلامي به آفتاب از دريچه تاريك
كلام از نگاه تو شكل مي بندد
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز ميكني
پس پشت مردمكانت
فرياد كدام زنداني كه آزادي را به لبان برآماسيده گل سرخي پرتاب ميكند.
ورنه اين ستاره بازي
حاشا چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود
چه مومنانه نام مرا آواز ميكني و دلت كبوتر آشتي است در خون تپيده به بام تلخ
با اين همه چه بالا چه بلند پرواز ميكني
پ.ن : رقص قاصدکی در آسمان و من که دوباره متولد میشوم.
![]()
هر روز
با بیداری سپیده و خواب ستارگان
سفره نازک دلم را پهن میکنم
و آوازهای را که در دل خوشگلم دارم در آن می پیچم
وخدا میهمان من است
من سپیده مینوشم
و خدا آوازهای دل خوشگل من را
بهشت به فرشتگان داده شد.
اما انسان باید بهشت خود را بیافریند؟!
پ.ن:سلام بر تو ای مهربانیت همه گیر.سلام بر تو ای همیشه سبز.سلام بر تو ای آفتاب ای رضا (ع)
فرمود: گرفتن عادتها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی.
از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند..
فرمود: روح او همه چيز است و جسمش خاکی است و گذرا.
ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند..
فرمود: صبر زاييده درد و رنج است صبر بخشيده نمیشود، آموخته میشود.
از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند..
فرمود: من به تو برکت میدهم، خوشبختی برعهده خودت است.
ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کند..
فرمود: درد ورنج، تو را به من نزديکتر میکند.
از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند..
فرمود: تو خود بايد از درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگهایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی.
از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب میشوند، از زندگی لذت ببرم، به من بدهد..
فرمود: من به تو زندگی ميدهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری.
از خدا خواستم کمکم کند، همه را دوست بدارم، به همان اندازه که ديگران مرا دوست دارند...
فرمود: بالاخره آنچه را که بايد از من خواستی، برای دنيا شايد تنها يک باشی اما برای من يک نفر شايد يک دنيا باشد.
شاد بودن یک سفر دائمی ست ، نه یک مقصد معین.
برای شاد بودن هیچ زمانی بهتر از اکنون و هیچ دلیلی بهتر از بودن نیست.
جایی که خدا هست هیچ جای ناامیدی نیست. حضرت علی (ع)
آیا جایی هست که خدا نباشد؟! ناامیدی ساخته تخیل من و توست .

زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
دنیا به کام تو باشد
زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
فردا از آن تو باشد
زندگی سخت می شود
وقتی قرار نیست
بعد از زمستان
تو بیایی

